الشيخ البهائي العاملي

752

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

دهم آنكه : چهار اعضاى او را به يك دفعه ببرند ، پس اگر بعضى را ببرند و بعضى را بگذارند كه در زمان ديگر ببرند آيا حلال است يا نه ؟ مجتهدين را در اين دو قول است ، اقرب آن است [ 1 ] كه اگر در وقتى كه بعضى از اعضاى آن حيوان را كه بريده‌اند حيات داشته باشد و ممكن باشد كه زنده بماند آنگاه بكشند حلال است . يازدهم آنكه : آن حيوان [ 2 ] بعد از ذبح كردن حركت كند يا خون معتدل از او بيرون آيد ، پس اگر حركت نكند يا خون معتدل نيايد حلال نيست . دوازدهم آنكه : مردن او به سبب كشتن او باشد ، پس اگر چنان باشد كه در حين ذبح نمودن ديگرى شكم او را پاره كند حلال نيست . [ 3 ] سيزدهم آنكه : اگر آن حيوان شتر باشد نحر كنند - يعنى او را به نيزه بكشند - و محلّ نحر كردن گردن شتر است به اين طريق كه نيزه يا حربه در گودى كه در ميانهء بيخ گردن و سينهء او است بزنند . و اگر گاو و گوسفند باشد سر او را ببرند . اگر شتر را سر ببرند و گاو را و گوسفند را به نيزه بكشند حلال نيست . امّا پنج امر سنّت : اوّل : نحر كردن شتر ايستاده در حالتى كه يك دست او را به‌ميانهء بغل او بسته باشد و هردو پاى او را رها كند . دوم : بستن هردو دست و هردو پاى گاو را درحال ذبح نمودن و دم او را رهاكردن . سوم : بستن هردو دست و يك پاى گوسفند را در وقت كشتن و يك پاى او را گذاشتن . چهارم : سر دادن پرنده‌ها را بعد از ذبح كردن . پنجم : به تعجيل كشتن .

--> [ 1 ] - اين قول احوط است . ( تويسركانى ) [ 2 ] اين شرط در صورتى است كه حيات آن حيوان معلوم نباشد . ( يزدى ) [ 3 ] اگر بعد از ذبح نمودن و پيش از مردن شكم او را پاره كنند اقوى حلّيت است . ( يزدى )